ویلیام جیمز (۱۸۴۲–۱۹۱۰) پیش از آنکه روانشناسی به آزمایشگاههای امروزی نقل مکان کند، یک چیز را روشن دیده بود: ذهن ما بیشتر «گیرنده» است تا سازنده، و آنچه تجربهٔ ما را میسازد به انتخابِ لحظهبهلحظهٔ توجه بستگی دارد. جیمز توجه را نه یک استعداد ذاتی، بلکه یک تمرین میدید؛ تمرینی که هر روز و در هر ساعت تکرار میشود.
آنچه در پی میآید ترجمهٔ گزیدهای است از دو کتاب او: «اصول روانشناسی» (۱۸۹۰) و «گفتارهایی با معلمان» (۱۸۹۹). متن اصلی انگلیسی، برای مقابله، در پایان هر بخش آمده است.
تجربه، همان چیزی است که به آن توجه میکنیم
«تجربهٔ من همان چیزی است که با آن موافقت میکنم به آن توجه کنم.»
My experience is what I agree to attend to. — اصول روانشناسی، فصل یازدهم
جیمز با این جملهٔ کوتاه، یک ادعای بزرگ را مطرح میکند: جهانِ ذهنیِ ما نسخهٔ برابرِ جهانِ بیرون نیست. آنچه «واقعیت» ما میشود، تنها آن بخشی از محرکهای بیشمار بیرون است که اجازهٔ ورود یافتهاند. بقیه، هرچند همانقدر واقعی، در تجربهٔ ما وجود ندارند.
او این انتخاب را نه سهلانگاری، بلکه ناچاری میداند: اگر ذهن همهچیز را به یک اندازه جدی میگرفت، هیچ چیز بهاندازهٔ کافی روشن نمیشد. بنابراین «حواسپرتی» نقصِ ذهن نیست؛ صورتِ دیگرِ همان تواناییِ گزینش است.
توجه؛ در دست گرفتنِ روشن و واضحِ یک چیز
«توجه، در دست گرفتنِ روشن و واضح — بهوسیلهٔ ذهن — یکی از چند شیء یا رشتهٔ فکریِ بهظاهر همزمان است. تمرکزِ آن یعنی کنار گذاشتنِ بعضی چیزها برای پرداختن مؤثر به بعضی دیگر.»
Attention is the taking possession by the mind, in clear and vivid form, of one out of what seem several simultaneously possible objects or trains of thought. It implies withdrawal from some things in order to deal effectively with others. — اصول روانشناسی، فصل یازدهم
در این تعریف، دو نکتهٔ عملی پنهان است. نخست اینکه توجه همیشه «نفی» است: انتخاب یک چیز یعنی رهاکردنِ بقیه، و کسی که نمیتواند رها کند، نمیتواند انتخاب کند. دوم اینکه توجه تنها کششِ بیرونی نیست؛ کاری است که ذهن انجام میدهد و میتوان آن را بهکار گرفت.
اراده، همان بازگرداندنِ ذهنِ سرگردان است
«توانِ بازگرداندنِ ارادیِ ذهنِ سرگردان — بارها و بارها — همان ریشهٔ قضاوت، منش و اراده است. کسی که این توان را در خود نپرورده باشد، ارادهمند نیست.»
The faculty of voluntarily bringing back a wandering attention, over and over again, is the very root of judgment, character, and will. No one is compos sui if he have it not. — گفتارهایی با معلمان، ۱۸۹۹
این جملهٔ جیمز، امروز هم مدرن است: او اراده را نه در نبردِ قهرمانانه با خود، بلکه در همین حرکتِ کوچکِ بازگرداندن میبیند که ممکن است در یک دقیقه ده بار تکرار شود. «حواسپرتی» اگر دشمن نباشد، دستکم هزینه دارد؛ ولی شکست هم نیست — شروعی است برای بازگشتِ بعدی.
سه درس عملی برای امروز
- انتخاب را جدی بگیرید، نه فقط تلاش را. اگر نمیتوانید تصمیم بگیرید به چه چیزی توجه کنید، ذهن آن تصمیم را با الگوریتمهای بیرونی — پیام، اعلان و عادت — میگیرد.
- بازگشت را تمرین کنید. بازگشتِ آرام به متن، به گفتگو، به کار، همان چیزی است که جیمز «اراده» مینامد. بهجای سرزنش خود برای حواسپرتی، همان لحظهٔ بازگشت را شمرده و تکرار کنید.
- به کودکان این را یاد بدهیم، نه فقط سکوت را. جیمز این حرف را برای معلمان نوشت: تمرکز، مهارتی درسی است که باید ساخته شود، نه ویژگیای که باید در کسی جستوجو شود.
یادداشت مترجم
هر دو کتاب ویلیام جیمز از سالها پیش در مالکیت عمومی (public domain) هستند و متن اصلی آنها آزادانه منتشر شده است. ترجمهٔ فوق آزاد و برای خوانندگانی است که به متن اصلی دسترسی ندارند؛ در هر بخش، جملهٔ انگلیسی برای مقابله با متن اصلی آورده شده است. آنچه به ترجمه اضافه شده، بخشهای پیونددهنده و توضیحی است تا متن صدسالپیش برای خوانندهٔ فارسیزبان امروز روانتر بخواند.